شناخت تحلیلی حسابرسان به عنوان یکی از مهمترین مصادیق حرفه حسابرسی تلقی میشود که امکان تقویت قضاوتهای حرفهای را ممکن میسازد. شناخت تحلیلی در واقع الگوهای مشخص از سبکهای تفکر حسابرسان است که در مواجه با موقعیتها و عملکردهای صاحبکاران مختلف تلاش مینماید تا با استطاعت از آن بررسی جامع تری را به کار گیرند. هدف این مطالعه بررسی تأثیر تفکر تحلیلی حسابرس بر ارتقاء کیفیت حسابرسی میباشد. این مطالعه به لحاظ روش شناسی توسعهای، اکتشافی و ترکیبی محسوب میشود که برای بخش کیفی از ابزار مصاحبه با اتکاء به فرآیند پیادهسازی گرندد تئوری استفاده شده است و در بخش کمی ، فرضیه پژوهش با ابزار پرسشنامه و با استفاده از معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. در این مطالعه در بخش کیفی 12 نفر از خبرگان دانشگاهی برای مشارکت در تحلیل نظریه داده بنیاد حضور داشتند و در بخش کمی نیز 402 نفر حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی بخش خصوصی مشارکت نمودند. نتایج مطالعه در بخش کیفی از مجموع 261 کد باز، حکایت از وجود ۳ مقوله، ۶ مولفه و 33 مضمون مفهومی در قالب یک مدل شش ضلعی دارد. نتیجه در بخش کمی نیز نشان داد، تفکر تحلیلی حسابرس تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد. نتیجه مطالعه گویایی این موضوع است که، وجودِ تفکر در حسابرسان به عنوان یک مکانیزم ارزیابی شناختی/ادراکی در حرفه حسابرسی به دلیل ارتقاء ظرفیتهای توانمندی تحلیلی حسابرسان، میتواند به کیفیت گزارش حسابرسی در زمان اظهارنظر و قضاوتهای حرفهای حسابرسی کمک نماید.